محمد قنبرى
81
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
صاحب الزمان عليه السلام استصلاحاً سؤال كند و از ناحيهء مقدسه توقيع مبارك صادر گردد ، چگونه امام المحدثين كلينى رحمه الله كه حضور در بلده مسكونى سفراء خاص داشت ، اين چنين اثر سرنوشت آفرين الى انقضاء الدنيا را به محضر آن صاحب شريعت عرضه ندارد و صلاح چنين كتابى را براى جهان تشيع از حجة اللَّه تعالى « كه كلينى و امثال او حجت آن حضرت بر مردمانند » سؤال نكند ؟ ! و از جمله قرائن مورد اشاره ، توقيعات ديگرى است كه در جواب مسائل جماعتى ، از ناحيهء مقدسه بيرون آمده ، مانند توقيعى كه در جواب مسائل اسحاق بن يعقوب بيرون آمد . و جناب صدوق الطائفه رضوان اللَّه عليه در كمال الدين از محمد بن محمد بن عصام كلينى از محمد بن يعقوب كلينى روايت كرده كه اسحاق بن يعقوب گفت : « از جناب محمد بن عثمان عمرى تقاضا كردم عريضهاى كه حاوى مسائل مشكلى است ، به عرض امام زمان برساند ، - او قبول فرمودند - پس از مدتى ، پاسخ آنها در توقيع به خط مولايمان صاحب الزمان عليه السلام به من رسيد . . . » . « 1 » جواب هر يك از سؤالات اسحاق بن يعقوب كه حدود پانزده مسئله مىشود ، عليحده عليحده مرقوم گرديده كه از آن جمله فقره معروفه : « و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى روات احاديثنا فانّهم حجّتى عليكم وانا حجة اللَّه عليهم » مىباشد كه در باب اثبات ولايت فقيه مورد استناد است . و همچنان توقيعات ديگر در جواب سؤالات اهل قم و مسائل محمد بن عبداللَّه بن جعفر حميرى و غير اينها كه در كتاب كمال الدين و غيبت شيخ طوسى و احتجاج طبرسى و بحار الأنوار ثبت گرديده و اهميت آنها عشرى از معشار آنچه در كتاب شريف كافى ثبت شده نيست ، چگونه مىتوان باور نمود كه سفراء محترم بر آن كتاب شريف اشراف نداشته و كلينى عظيم تقاضاى عرضه آن را بر صاحب الامر عليه السلام نكرده باشد ؟ ! و قرينهء روشنتر ماجراى كتاب التكليف ابو جعفر محمد بن على است كه اهل
--> ( 1 ) . كمال الدين ، ص 483 الى 485 .